افزون بر این، حاشیهنویسیها و تغییراتی که در سدههای بعد به نسخههای تاریخ خیرات و اصح التواریخ راه یافته بهمثابه خوانش متفاوت خوانندگان از متن و انعکاسدهنده دگرگونی در مرزبندیهای هویت شیعی در ایران طی سدههای نهم تا سیزدهم هجری است. ازاینرو، در مقاله حاضر به مداقه در روایت تاریخ خیرات، و همچنین اصح التواریخ از تاریخ صدر اسلام و مقایسه آن با منابع تاریخنگارانه همعصر و همچنین توجه به برخی افزودهها به نسخههای مورد بحث طی سدههای بعد پرداختهایم. فارغ از این که عینیتگرا یا ذهنیتگرا باشیم، لازم است نقش راویان حدیث را از زوایای مختلف و با ژرفنگری بکاویم. یک پرسش مهم دیگر در بارۀ نحوۀ تحقق حدیث در بیان راوی، مرز میان بیان عینی و توصیفگری است؛ این که کجا میتوان متن گزارشی را توصیف دقیق و تامی از جزئیات یک واقعه دانست و کجاها حکم کرد که راوی از هدف یا آرمان توصیف کامل و عینی دور شده است. بر این اساس، به نقش راوی همچون گزینشگر روایت و عنصری که روایت در ذهن او تولید میشود و بر زبان او جاری میگردد اشاره شد.
آقاخان در مقایسه با احمد بن حافظ، از ترکیبها و توصیفها و واژههای عربی، بسیار کمتر بهره برده است و بیشتر واژههایش کلمات اصیل ایرانی و گاهی واژههای دساتیری است که کاربردش در بین اهل زبان رایج بوده است. پس از تقسیمبندی دورههای تاریخی مذکور در کتاب موسوی، به سراغ مسئله اصلی این مقاله، یعنی کیفیت بازنمایی تاریخ صدر اسلام، با تأکید بر تاریخ تشیع، در این اثر میرویم. «تاریخ بیهقی در قرن پنجم نگاشته شده است، از یک سو در آغاز و ابتدای احیای زبان فارسی نیست که برای ابراز و اثبات غنای زبان فارسی مقیّد به استعمال واژههای پارسی باشد، از جانب دیگر ارتباط وقایع و حوادث تاریخی با اقوام و ملل دیگر نظیر عرب و ترک ایجاب میکند که لغات و عبارات و اسامی عربی و ترکی در تاریخ بیهقی مکرّر به کار رود و حتّی از به کار بردن جملات دعایی عربی و نامهها و خطبههای عربی و اشعار تازی ناگزیر است» (بیهقی، ۱۳۸۰: ۱۷). همچنین در ابتدای نسخه، یادداشتی از کاتبی با نام محمدشفیع به تاریخ 1173ﻫ بهچشم میخورد. موسوی در دو اثر خود از حامی مشخصی نام نبرده و آنها را به فرد خاصی هم تقدیم نکرده است. مقاله حاضر، ضمن معرفی این دو کتاب، به چگونگی بازنمایی تاریخ صدر اسلام در این دو اثر متعلق به عصر تیموری، با تکیهبر تاریخ خیرات، پرداخته است.
وی نیز با برجسته کردن ارتش بهعنوان یک نهاد برقراری امنیت و حافظ قدرت به تقلید از الگوی باستانی برآمد تا در پرتو امنیت و رفاه کسب مشروعیت نماید. این در حالی است که در آثار مورخان برجسته این دوره همچون حافظ ابرو (د 833ﻫ)، شرفالدین علی یزدی (د 858ﻫ)، ظهیرالدین مرعشی (د 892ﻫ) و میرخواند (د 903ﻫ) تأکید ویژهای بر کارکرد علم تاریخ برای حکومتگران شده است. این گروه با تأکید بر حجیت سیرة صحابه، بهویژه شیخین، به مکتب اهلبیت بیاعتنا بودند؛ بنابراین مقوﻟﮥ تقویت اقتدار نظام حاکم یکی از اصول این گروه بود. «روابط پارسیان هند با ایران، پایاننامه مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی»، استاد راهنما دکتر محمد مقدم، دانشگاه تهران. نسخه دیگر تاریخ خیرات، که به شماره 61 متعلق به کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران است و اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود، به خط نستعلیق در شوال 1243ﻫ تحریر شده است. 2. نسخه عکسی اصح التواریخ موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران: در پژوهش حاضر از نسخه عکسی اصح التواریخ که به شماره 10 ـ 3106 در پنج مجلد و در 436 برگ در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و از روی نسخه کتابخانه بادلیان فراهم آمده، بهره بردهایم. آغاز تألیف: موسوی در مقدمه تاریخ خیرات علت نگارش آن را «اشاره بعضی از دوستان مبنی بر تصنیف کتابی در فن تاریخ از زمان آدم الی یومنا» عنوان میکند.
بهغیر از تاریخ، دیگر حوزه مورد علاقه موسوی مباحث اعتقادی و کلامی بوده است، چنانکه وی «طبقه هفتم» اصح التواریخ را به معرفی رسالهای منظوم از خود با عنوان کافی الاسلام اختصاص داده است. به عنوان یک جرم قابل مجازات تبدیل شود. در دوران کوروش و دیگر شاهان هخامنشی گناهکاران و هتاکان به شاه و کسانی که با کنیزان و همسران وی نزدیکی میکردند با اعمالی، چون بریدن دست و پا، نقص عضو کردن، در آوردن چشم از حدقه و اعدام وحشیانه مجازات میشدند. تاریخهای ذکرشده برای آغاز و انجام این اثر با تاریخ آغاز نگارش تاریخ خیرات، یعنی 831 ﻫ و نیز تاریخ پایان نگارش نسخه تاریخ خیرات موجود در کتابخانه بادلیان (مندرج در فهرست استوری ـ برگل) یعنی 843ﻫ یکی است. فرهادمیرزا معتمدالدوله در ایام حکمرانی خود بر کردستان، یکسری اقدامات عمرانی و تأسیساتی در این ایالت انجام داد که در راستای تدابیر تأمینی و تثبیت حاکمیت خود بر منطقه بود. پس آیا نسخهای که استوری و برگل بهعنوان نسخه تاریخ خیرات کتابخانه بادلیان ذکر کردهاند درواقع همان اصح التواریخ نیست؟

رویکردهای نو به سازماندهی اطلاعات (آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟