نسبت غلام که به علی7 داده شده، موجب جعلی دانستن یا غرابت در حدیث نمیگردد؛ زیرا این واژه در لغت عرب، در معانی متعدد (پسر بچه، خدمتکار، قرین و همراه) بهکار رفته است (ابن منظور، 6/127؛ 12/441). احتمالاً از این جهت که حضرت علی7 همواره ملازم، قرین و همراه پیامبر6 و در خدمت ایشان بود، کسی از روی تمسخر، به حضرت علی7 لقب غلام داده است؛ چنانکه قرآن کریم، خدمه بهشتیان را غلام میخواند (طور/24). اما از جهت غرابت لفظ، چنانکه مستشکل به لفظ «غلام» اشاره کرد، کلمه «غلام» دور از استعمال نیست. اما با شنیدن خبر کشته شدن پدرش، نگرش و رفتار وفادارانۀ خود را نسبت به حاکمان ساسانی تغییر میدهد و در برابر آنان میایستد. از صحابه، اعراب و ساکنان حومة مدینه و مکه - که با پیامبر در حج شرکت داشتند - همراه وی بودند و حدیث غدیر رااز او شنیدند و شاعران دراینباره اشعار بسیار سرودند». این روایت هم حاکی از مضمون روایات قبلی و تا حدودی با اختلاف در الفاظ آمده و در آن، الفاظ و عباراتی وجود دارد که نشان میدهد ظاهراً در این حدیث یا در احادیث مشابه آن، نقل به معنا صورت گرفته است. بنابراین حدیث غدیر و ارتباط آیات 1-3 معارج و آیه 32 انفال با آن، طبق مبنای اهل سنت، هم کثیرالطریق است، و هم طرق قابل قبولی دارد (عسقلانی، 7/74). و روشن شد که این احادیث علاوه بر غریب نبودن، شرط تواتر را هم ـ بنا بر دیدگاه فریقین ـ دارا میباشند؛ یعنی حداقل سه نفر (بنا بر دیدگاه شیعه) یا چهار نفر (از نظر اهل سنت) در هر طبقه، آن را نقل کرده باشند.
روایاتی که از ارتباط آیه 32 انفال با آیات نخست معارج خبر دادهاند، از طریق شش صحابی گزارش شده و درباره ابن عباس هم اقوال متفاوتی به نفع هر طرف وجود دارد، ازاینرو صرف نظر از روایت ابن عباس، از این پنج صحابی باقی مانده، انس، ابوجهل را و چهار صحابی دیگر، بالإتّفاق نعمانبن حارث را سائل معرفی نمودند؛ یعنی این خبر در همان طبقه اول متواتر است، در حالی که در اخبار مقابل، در طبقه اول تنها یک نفر آن را نقل کردهاند. و در طبقات دوم، یعنی تابعین، و نیز در طبقه سوم که توسط شیخین و امثال ایشان نقل شده، چنین خبری هرچند که در طبقات تابعان و اتباع تابعان به تواتر برسد، خبر را متواتر نمیکند. بسیاری که به چنین نامهای عادی و رایجی نامبردار بودند، «واقعاً » نامهای کاملی نیز داشتهاند. جلوههای این نظریه در ادبیات فارسی با زیرساخت عرفانی و فلسفی درموارد بسیاری مطرح است. با وجود اشتهار کتاب کلیله و دمنه در تاریخ ادبیات ایرانزمین، اطلاعات ما در خصوص بُرزویه بسیار اندک است؛ گویی معروفیت این کتاب باعث شده که عملاً شخصیت بُرزویه در هالهای از ابهام و فراموشی قرار گیرد و کمتر به این شخصّیت توجّه شود. بنابراین میتوان امیدوار بود که با شناخت این دانشمندان و فضلا، گامی در جهت شناخت هرچه بهتر تاریخ و ادبیات ایران در روزگار ساسانی برداشته شود.
جنگ ها و کشورگشایی ها همیشه یکی از عوامل تاثیرگذار در تاریخچه خط در ایران و جهان بوده اند. ق حاکم مزبور سر به طغیان برداشت و در جنگ با سردار اعزامی از مرکز شکست خورد و فراری شد. فعالیتهای فرهنگی و هنری بسیاری در این مجموعه برگزار میشود، ازجمله مراسم شعرخوانی، جلساتی با موضوع حافظشناسی، کلاسهای آموزش ساخت انواع ساز موسیقی و… درحالیکه هر چه نگاه ما به زمان آینده نافذتر میشود، روابط اعضای گروه احتمالیتر شده، تشخیص پیامدهای این روابط دشوارتر میگردد. یکی از مردان برجسته و مشهور زمان خسرو انوشیروان (579-531 م)، که نامش با نام کتاب «کلیله و دمنه» پیوند خورده، بُرزویۀ طبیب است. همانطور که ملاحظه میشود، نمیتوان با اطمینان، نام دقیق بُرزویه را دانست. در زمان سلطه گری شاهان بزرگ همه ملزومات شخصی بزرگان بسیار قیمتی و با ارزش بود چنانچه هنوز هم که هنوز است از آنها با حساسیت بیشتر نگهداری شده و در مکانی امن مورد توجه قرار گرفته اند،تاج پهلوی نام تاج سلطنتی است که بدستور رضاشاه پهلوی ساخته و در تاجگذاری او و جانشینش محمدرضا شاه استفاده شد.
طریقهای دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم (طرق حاکم): حاکم حسکانی نیز از علمای تراز اول و از بزرگان رجالی و از محققان اهل سنت است. طبری در چهار طریق از پنج طرقی که به «سائل» اشاره میکند، «نضربن حارث فهری» را نیز از خاندان بنیکلده، بنیعلقمه و بنی عبدالدار میداند و نیز پسوندهای بنیعبدربه و بنیقصی در هر دو مشترک است. پس بر اساس این بررسیها، سائل «نعمانبن حارث فهری» است و در این صورت، این اشکال ابن تیمیه مبنی بر جعلی بودن این روایات به دلیل عدم وجود این نام در «الاستیعاب» و کتب مشهور و ناشناخته بودن آن، خودبهخود منتفی است (ابن تیمیه، 4/90). برعکس، عدمِ ثبتِ نامِ نعمان در لیست صحابه، مویّدی بر ساختگی بودن تعیین نام سائل و تحریف در مصداق آن بوده است، نه بر موضوع بودن آن حادثه؛ زیرا نضر و ابوجهل ـ طبق شواهد مسلّم تاریخی ـ نمیتوانستد در غدیر حضور داشته باشند و عدهای با انگیزههای کلامی، اذهان جامعه را به سمت ابوجهل و نضر بردهاند تا به بهانه کافر بودن ایشان و به دلیل عدم حضور آن دو در غدیر، ارتباط آیه اول سوره معارج را با انتصاب علی7 به ولایت، و نیز ارتباط آیه 32 انفال با آن را نفی نمایند.

رویکردهای نو به سازماندهی اطلاعات (آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟